خرید بک لینک
هفته پیش این موقع خونه بودم و امتحان کذایی دکترا رو می دادم. مساله اینجاست که هیچ انگیزه ای واسه قبولی ندارم. هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن این رشته ندارم. و هیچ انگیزه ای برای دانشجو بودن ندارم. طول میکشه انگیزه هام رو بدست بیارم. وقتی کشور ما و رشته مون رو نمی خواد چرا وقت بکشم.

فعلا دارم کار می کنم به همه سختی ها. زندگی همینه. سختی داره. باید مبارزه کرد.

امروز رو پانسیون هستم و باید دوتا مجله و دو تا لوگو رو اوکی کنم. خیلی هم درگیرم. تونستم دوش بگیرم و غذا درست کنم و یه کم به وضع زندگیم برسم. از صبح توی رختخواب وول می خوردم. دیشب هم برای یه ساعت ح رو دیدم. ازش دلخور بودم که همش منو کنار خیابون می کاره تا بیاد.

بعدش ولی اوکی شدم. دلم براش سوخت.. :(

توی یه اتاق دلگیر نشستم و می خوام مجله رو استارت بزنم. امیدوارم تا شب به همه کارا برسم.

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 15:22

صفحه بندی